لوگو
لوگوی نام سال
تاریخ : 08 آذر 1399

بافت های تاریخی ؛ و تعارض سنت و مدرنیته

یادداشت شورای شهر سردرود

چه کسی پاسخگوی تنش و جدال بین آجرهای کهن شهر تبریز با بی هویتی ساخت و سازهای موجود خواهد بود .... ؟!

بافت های تاریخی شهرها و آبادی ها، در کنار ویژگی های منحصر به فرد فرهنگی ، جمعیتی و... ، از نشانه های هویت بخشی آن جامعه به شمار می رود. این در حالیست که متاسفانه طی دهه های اخیر و در سایه سیاست های غلط ، در اکثر شهرهای استان، شاهد از بین رفتن تدریجی هویت معماری و تاریخی آبادی ها، بالاخص در شهر تبریز  و ساير شهرهای تاریخی می باشیم. 
آنچه به وضوح عیان است، ساخت و سازهای صنعتی و تجاری در حوزه مسکن باعث گردیده بجز چند اثر تاریخی چیزی برای عرضه و بافت دارای هویت مکانی در این شهر و اکثر شهرهای استان نداشته باشیم و چه بسا امروز نیز بعضا این روند ادامه دار بوده و حتی مناطقی را که می شد به عنوان بخشی از بافت تبریز نه چندان قدیم (معاصر) حفظ و به عنوان میراثی برای آیندگان نگه داشت و حتی تبدیل به جاذبه های توریستی نمود در حال نابودی هستیم.

متاسفانه در سایه کارکرد و عملکردهای بی برنامه و بدون عِرق و در سایه عدم آگاهی و فقدان برنامه ای مشخص در حوزه توسعه شهری، اقداماتی انجام گرفته که باعث مغفول ماندن موضوع صیانت از بافت های تاریخی در شهرها شده است.

طی سنوات گذشته، رفتار و توجه به بافت های شهری ، عمدتا به سه شکل و شیوه ای صورت گرفته است که گاه سبب خلط مباحث بافت ناکارآمد و حاشیه ای ، تاریخی و فرسوده بوده ایم  بدین معنی که بدون تفکیک اصولی این بافت در برخی موارد دو موضوع مجزای بافت تاریخی و بافت فرسوده در هم آمیخته شده و چه بسا اساس بافت های تاریخی قربانی سیاست های توسعه شهری غلط و در نهایت سبب بی انگیزگی و بی تعلقی صاحبان آن هویت مکانی شده ایم . در محلاتی که میتوانست با حفظ و نگهداری حس مکان آن نه تنها از بعد اقتصادی و ارزش افزوده املاک آن باعث ترفیع اهمیت آن گردیم بلکه با اجتناب از نفع کوتاه مدت آن در دراز مدت شاهد ارتقا جایگاه مادی و معنوی مکان های مذکور باشیم.
اما عمدتا در محلات تاریخی این قبیل بافت ها را در زمره و ردیف بافت های فرسوده و نیازمند بازسازی قرار داده ایم و با ارایه نسخه بدون شناخت باعث از بین رفتن هویت و اصالت معماری یک شهر گردیده ایم که نتیجتا امروز از شهر تاریخی مثل تبریز جز چند عکس و نوشته هایش نشان و هویت مکانی بجای نمانده است . در نمونه های مشابه شهرهای کشور و جهان به عینه شاهد هستیم  در مواردی که محلات اصالت و ذات اولیه اش را پاسداری کرده اند امروزه انسان طالب تاریخ و زده از بی هویتی مشتاقانه به سمت اماکن و گذرگاه های دارای نشان و ذات میرود و چه بسا از لحاظ اقتصادی و یا گردشگری  نیز موفق تر عمل کرده است.

این که مردم را از نقطه نظر ایمن سازی و مباحثی همچون مدیریت بحران ، ترافیک ، ارتقای سطح خدمات شهری مورد نظر قرار بدهیم و برنامه های نوسازی و احیای بافت ها را تدوین کنیم می بایست در نظر داشت که بافت های تاریخی انسان محور شیوه و درمان متفاوت از بافت فرسوده را می طلبد.

طبیعتا حس و روح نوستالژی در نگاه به بافت های تاریخی و تلاش برای مرمت این بافت ها و پیوند این عناصر قدیمی به آینده شهر ، ضرورت صیانت، حفظ و نگهداری این بافت ها را دوچندان می کند. و از سویی نیل به اهداف کمی و کیفی ارتقاء سطح خدمات شهری در بافت های فرسوده ایجاب میکند که برنامه مناسبی برای نوسازی آن داشته باشیم و هنر مدیران و تصمیم گیران آنجا عیان میشود که به خوبی ضمن تفکیک این دو اصل مهم و سرنوشت ساز ، شیوه حفظ و نگهداری و میراث داری بافت های تاریخی با نحوه نوسازی بافت های فرسوده را تمییز نمایند.
درکنار لزوم‌ بهره مندی  و اجتناب ناپذیر انسان از ابزارهای زندگی پیشرفته و همگام با تکنولوژی ثانیه شمار امروزی می طلبد که هویت مکانی خود را بشناسد و با تصاحب میراث گرانبهای تاریخی از داشتن امکانات انسان محور نیز غافل نگردد.

بخشی از برنامه های توسعه شهری و نوسازی بافت ها در سایه برنامه ریزی ها و هدایت های غلط در شهرها با نگاهی نوگرایانه به شهر و عناصر آن با شتابی تعریف نشده به سمت نگاه تجاری و صنعتی بر مکان و محلات می نگرد که با توجیه نوگرایانه بودن برنامه ها، طرح های تعریض معابر و با توجیه نفوذپذیری و دسترسی راحت در مواقع بحران و امدادرسانی و...باعث از بین رفتن نمادهای شهری گردیده اند و گاها با تعریف ضوابطی خاص و بدون توجه به سایر الزامات اساسی انسان محور توسعه شهرها دست به تخریب محلات تاریخی و ریشه دار شهرها زده اند. و متاسفانه بدون توجه به این که هرگونه تغییر و به هم ریختگی در طراحی اولیه چنین محلات با ارزشی مستلزم مطالعات با پیوست های فرهنگی ، تاریخی ، زیست محیطی می باشد نه تنها سبب نابودی تاریخ معماری اماکن شده اند بلکه باعث آشفتگی بصری و از بین رفتن آرامش روانی مالکان و صاحبان محلات و شهروندان بخشی از شهر گردیده اند. هرچند نباید فراموش کرد که تمامی این طرح ها در قالب طرح های مصوب توسعه شهری تایید شده و قانونی، توسط شهرداری ها اجرایی شده اند. لیکن صرف طرح های مصوب بدون الزام بر رعایت نکات ذکر شده باعث دگرگونی اجتماعی،  فرهنگی و تاریخی یک شهر میشود که تبریز  نمونه موردی آن است که به وضوح قابل لمس می باشد و ساخت و سازهای جدید در محلات تاریخی آن نوعی ناهمگونی با چند دهه قبل را فریاد میکشد .‌

 یک سوال اساسی که پاسخ آن را باید متولیان و تصمیم گیرندگان نحوه و نوع توسعه شهر پاسخگو باشند اینست که آیا صرف نوسازی و توسعه نوگرایانه می طلبید که تنها از بعد ضوابط تراکم ، سطح اشغال و کاربری به املاک و محلات نگریسته شود ؟!  در این میان تکلیف اماکن و گاها متفاوت محلات تاریخی چه بوده است ؟!  کوچکترین موضوع نماسازی در محلات متفاوت شهرها حتی از بعد فرهنگی و اجتماعی شهری همانند تبریز در ضوابط مصوب کدام جایگاه را دارا بود و هست ؟

بماند که مرمت خانه ها و بافت های قدیمی و تاریخی در تبریز ، می توانست و می تواند با تغییر کاربری این قبیل بناها، به کاربری های عمومی و گردشگری، بدون تخریب محلات و از بین بردن تاریخ غیرمنقول شهر به مسیری اصولی تر هدایت شود ، کدامین طرح جامع مطالعاتی حفظ و نگهداری بافت های تاریخی ، اماکن ثبت شده میراث فرهنگی میخواهد حریم و حرمت این آثار گرانبها و با ارزش را حفظ کند ؟ آیا از اساس چنین مطالعه جامعی برای کهن شهری چون تبریز تدوین شده است ؟ 

سخن آخر این که، باید تلاش شود، از آسیب و ضربه بیشتر به بافت های تاریخی و قدیمی شهر، جلوگیری کرده و با تدوین و اجرای طرح ها و ضوابط راهبردی تر و نیز اصلاح رویه های غلط، به سمت تحقق شعار و آرمان احیا و صیانت از بافت های تاریخی شهر حرکت کنیم.